فرهنگ آریان‌پور

پا

#۴۱٬۴۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

foot

پا، قدم، پاچه، دامنه، فوت (مقیاس طول انگلیسى معادل 12 اینچ)، هجاى شعرى، پایکوبى کردن، پازدن، پرداختن مخارج foot از بالای‌ زانو تا مچ‌ پا

۲

footed

پا، قدم، پاچه، دامنه، فوت (مقیاس طول انگلیسى معادل 12 اینچ)، هجاى شعرى، پایکوبى کردن، پازدن، پرداختن مخارج foot زانو تا مچ‌

۳

foot breadth

پا، پى

۴

leg

پایه، پا، قسمت، ساق پا، ساقه، ران، پاچه، پاچه شلوار، بخش، پا زدن، دوندگى کردن

۵

paw

پنجه، پا، چنگال، دست، پنجه زدن

۶

ped

سبد، زنبیل، پا

۷

peg

میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ

۸

pod

غلاف، پوست برونى، تخمدان، نیام، قوزه پنبه، پوسته محافظ، تشکیل نیام دادن، پا

۹

goer

رونده، پا، قدم، عازم

۱۰

limb

عضو، عضو بدن، دست یا پا، بال، شاخه، قطع کردن عضو، اندام زبرین، اندام زیرین

۱۱

shank

ساق پا، ساق جوراب، (کالبد شکافى) درشت نى، قصبه کبرى، ساقه، میله (بدنه ستون و غیره) از مچ‌ پا به‌ پایین‌