واژههای فارسی←بیکار کردن - موقتا -فرهنگ آریانپوربیکار کردن - موقتا -#۴۰٬۸۳۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱suspendآویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردنواژههای نزدیک در الفبابیک - یک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیک لایتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیکارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیکار ادممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیکار افتادهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیکار کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر