فرهنگ آریان‌پور

بویایی

#۳۸٬۲۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

nose

بینى، عضو بویایى، نوک بر آمده هر چیزى، دماغه، بو کشیدن، بینى مالیدن به، مواجه شدن با

۲

smell

(past: smelt, smelled ; past participle: smelt, smelled) ـ بویایى، شامه، بو، رایحه، عطر، استشمام، بوکشى، بوئیدن، بو کردن، بو دادن، رایحه داشتن، حاکى بودن از

۳

flair

شامه سگ، بویایى، (مجا) قوه تشخیص، فراست، استعداد، خصیصه

۴

olfaction

حس بویایى، حس شامه، بویایى، استشمام

۵

scent

بو، عطر، ردشکار، سراغ، سررشته، پى، رایحه، خوشبویى، ادراک، بو کشیدن