فرهنگ آریانپور
بوی ناگرفته
#۳۸٬۲۱۱
musty
کپک زده، بوى ناگرفته، پوسیده، کهنه
stale
پر زور و کهنه (مثل آبجو)، (معنى مجازى) کهنه، بیات، مانده، بوى ناگرفته، مبتذل، بیات کردن، تازگى و طراوت چیزى را از بین بردن، مبتذل کردن
frowsty
(musty =) ـ کپک زده، بوى ناگرفته، پوسیده، کهنه
fusty
بو گرفته، کهنه، کفک زده، قدیمى مسلک