فرهنگ آریان‌پور

بودن به - مربوط -

#۳۷٬۹۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

treat

رفتار کردن، تلقى کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، سر و کار داشتن با، مربوط بودن به، مهمان کردن، عمل آوردن، درمان کردن، درمان شدن، خوراک رایگان، چیز لذت بخش

۲

concern

ربط، بستگى، بابت، مربوط بودن به، (به صورت اسم مفعول) دلواپس کردن، (معنى مجازى) نگران بودن، اهمیت داشتن

۳

allude to

مربوط بودن به

۴

pertain to

مربوط بودن به