فرهنگ آریان‌پور

بودش

#۳۷٬۶۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

lie

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى

۲

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)

۳

status

وضعیت، شان، شأن، وضع، حالت، حال، پایه، مقام

۴

actuality

واقعیت، فعالیت، امر مسلم

۵

existence

هستى، وجود، زیست، موجودیت، زندگى، بایش

۶

situation

موقعیت، وضعیت، جایگزینى، وضع، حالت، حال، جا، محل، موقع، شغل