واژههای فارسی←بودن - همزمان -فرهنگ آریانپوربودن - همزمان -#۳۷٬۸۹۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱coincideهمزمان بودن، با هم رویدادن، منطبق شدن، در یک زمان اتفاق افتادنواژههای نزدیک در الفبابودجه دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودجه مبارزه انتخاباتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودجه ویژه تطمیعمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودجه ویژه رشوه دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودشناختیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر