فرهنگ آریانپور
بودن - همراه -
#۳۷٬۸۹۰
attend
توجه کردن، مواظبت کردن، گوش کردن (به)، رسیدگى کردن، حضور داشتن (در)، در ملازمت کسى بودن، همراه بودن (با)، (مجازى) درپى چیزى بودن، از دنبال آمدن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، انتظار داشتن
accompany
همراهى کردن، همراه بودن (با)، سرگرم بودن (با)، مصاحبت کردن، ضمیمه کردن، جفت کردن، توام کردن، (موسیقى) دم گرفتن، صدا یا ساز را جفت کردن (با)