فرهنگ آریان‌پور

بودن - نماینده -

#۳۷٬۸۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

represent

نشان دادن، نماینده بودن، نمایش دادن، نمایاندن، فهماندن، نمایندگى کردن، وانمود کردن، بیان کردن