فرهنگ آریان‌پور

بودن - مواظب -

#۳۷٬۸۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tend

نگهدارى کردن از، وجه کردن، پرستارى کردن، مواظب بودن، متمایل بودن به، گرایش داشتن، گرائیدن، میل کردن

۲

watch

پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن

۳

look after

مراقب بودن، مواظب بودن، توجه داشتن به