فرهنگ آریان‌پور

بودن - منتظر -

#۳۷٬۸۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

await

منتظر بودن، منتظر شدن، انتظار داشتن، ملازم کسى بودن، در کمین (کسى) نشستن

۲

expect

چشم داشتن، انتظار داشتن، منتظر بودن، حامله بودن

۳

antedate

پیش از تاریخ حقیقى تاریخ گذاشتن، پیش بودن (از)، منتظر بودن، پیش بینى کردن، جلو انداختن، سبقت

۴

look for

نگران بودن، منتظر بودن، درجستجو بودن، بیمار بودن