فرهنگ آریانپور
بودن - منتظر -
#۳۷٬۸۵۸
await
منتظر بودن، منتظر شدن، انتظار داشتن، ملازم کسى بودن، در کمین (کسى) نشستن
expect
چشم داشتن، انتظار داشتن، منتظر بودن، حامله بودن
antedate
پیش از تاریخ حقیقى تاریخ گذاشتن، پیش بودن (از)، منتظر بودن، پیش بینى کردن، جلو انداختن، سبقت
look for
نگران بودن، منتظر بودن، درجستجو بودن، بیمار بودن