فرهنگ آریان‌پور

بودن - مغموم -

#۳۷٬۸۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

haze

مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن