فرهنگ آریان‌پور

بودن - معلق -

#۳۷٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

overhang

(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما