فرهنگ آریان‌پور

بودن - مشرف -

#۳۷٬۸۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bound

حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف

۲

impend

مشرف بودن، آویزان کردن، در شرف وقوع بودن، محتمل الوقوع بودن

۳

overhang

(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما

۴

imminence

(imminency =) ـ نزدیکى، مشرف بودن، قرابت، وقوع خطر نزدیک

۵

imminency

(imminence =) ـ نزدیکى، مشرف بودن، قرابت، وقوع خطر نزدیک