فرهنگ آریان‌پور

بودن - مردد -

#۳۷٬۸۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

linger

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن

۲

scotch

ویسکى اسکاتلندى، (با حرف بزرگ) اسکاتلندى، چاک، خراش، زخم، چاک دادن، زخمى کردن، له کردن، مسدود کردن، مانع غلتیدن شدن، مردد بودن، نوار چسب اسکاچ

۳

wobble

(در چرخ) لنگ بودن، جنبیدن، تلوتلو خوردن، و ول خوردن، مردد بودن، مثل لرزانک تکان خوردن، لنگى چرخ، لق بودن

۴

swither

درنگ کردن، مردد بودن، تردید

۵

hesitate

تامل کردن، مردد بودن، بى میل بودن

۶

oscillate

نوسان کردن، تاب خوردن، از این سو به آن سو افتادن، مردد بودن

۷

vacillate

دودل بودن، دل دل کردن، تردید داشتن، مردد بودن، نوسان کردن، جنبیدن، تلوتلو خوردن