فرهنگ آریان‌پور

بودن - مربوط -

#۳۷٬۸۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bear

(past: bore ; past participle: borne, born) ـ بردن، حمل کردن، در بر داشتن، داشتن، زائیدن، میوه دادن، (مجازى) تاب آوردن، تحمل کردن، مربوط بودن (on و upon) ـ خرس، سلف فروشى سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتى ارزانتر از قیمت واقعى، (با حروف درشت) لقب روسیه و دولت شوروى

۲

depend

وابسته بودن، مربوط بودن، منوط بودن، موکول بودن، توکل کردن

۳

pertain

وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن، مناسب

۴

appertain

وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن