فرهنگ آریانپور
بودن - مربوط -
#۳۷٬۸۲۵
bear
(past: bore ; past participle: borne, born) ـ بردن، حمل کردن، در بر داشتن، داشتن، زائیدن، میوه دادن، (مجازى) تاب آوردن، تحمل کردن، مربوط بودن (on و upon) ـ خرس، سلف فروشى سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتى ارزانتر از قیمت واقعى، (با حروف درشت) لقب روسیه و دولت شوروى
depend
وابسته بودن، مربوط بودن، منوط بودن، موکول بودن، توکل کردن
pertain
وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن، مناسب
appertain
وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن