فرهنگ آریانپور
بودن - متضمن -
#۳۷٬۸۰۴
embody
جسم دادن (به)، مجسم کردن، در بر داشتن، متضمن بودن
entail
مستلزم بودن، شامل بودن، فراهم کردن، متضمن بودن، در بر داشتن، حمل کردن بر، حبس یاوقف کردن، موجب شدن
include
در برداشتن، شامل بودن، متضمن بودن، قرار دادن، شمردن، به حساب آوردن، شامل شدن، در بر گرفتن، گنجاندن
presuppose
پیش پنداشتن، از پیش فرض کردن، در بر داشتن، متضمن بودن