فرهنگ آریان‌پور

بودن - مانند -

#۳۷٬۷۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

resemble

شباهت داشتن، مانستن، تشبیه کردن، مانند بودن، همانند کردن یا بودن

۲

simulate

صورى، وانمود کردن، به خود بستن، مانند بودن، تقلید کردن، شباهت داشتن به، شبیه سازى کردن، تشبیه کردن

۳

similarity

همسانى، همانندى، تشابه، مشابهت، مانند بودن، همگونگى