فرهنگ آریانپور
بودن - قادر -
#۳۷٬۷۸۶
can
(past: could ; past participle: could) ـ قادر بودن، قدرت داشتن، امکان داشتن (may)، حلبى، ظرف، قوطى، قوطى کنسرو، درقوطى ریختن، زندان کردن، اخراج کردن
may
امکان داشتن، توانایى داشتن، قادر بودن، ممکن است، مى توان، شاید، انشاء الله، ایکاش، جشن اول ماه مه، (مجازى) بهار جوانى، ریعان شباب، ماه مه