فرهنگ آریان‌پور

بودن - شناور -

#۳۷٬۷۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

float

جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن