فرهنگ آریانپور
بودن - شایسته -
#۳۷٬۷۵۲
fit
بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن
merit
شایستگى، سزاوارى، لیاقت، استحقاق، شایسته بودن، استحقاق داشتن
behove
واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء کردن، شایسته بودن، (در مورد لباس) آمدن به
beseem
مناسب به نظر آمدن، شایسته بودن، به نظر آمدن
behoove
واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء کردن، شایسته بودن، (در مورد لباس) آمدن به
adequate
کافى، تکافو کننده، مناسب، لایق، صلاحیت دار، بسنده، مساوى، رسا، متساوى بودن، موثر بودن، شایسته بودن مساوى ساختن