واژههای فارسی←بودن - خودکار -فرهنگ آریانپوربودن - خودکار -#۳۷٬۷۰۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱automateخود کار کردن، به صورت خودکار درآوردن، به طور خودکار عمل کردن، خودکار بودنواژههای نزدیک در الفبابودجه دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودجه مبارزه انتخاباتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودجه ویژه تطمیعمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودجه ویژه رشوه دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودشناختیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر