فرهنگ آریان‌پور

بودن - حاکم -

#۳۷٬۶۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

govern

حکومت کردن، حکمرانى کردن، تابع خود کردن، حاکم بودن، فرماندارى کردن، معین کردن، کنترل کردن، مقرر داشتن