فرهنگ آریان‌پور

بودن - جاسوس -

#۳۷٬۶۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

espy

جاسوسى کردن، دیده بانى کردن، جاسوس بودن، بازرسى کردن، تشخیص دادن