واژههای فارسی←بودن - تماشاچی -فرهنگ آریانپوربودن - تماشاچی -#۳۷٬۶۷۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱spectateتماشاچى بودن، حضر و ناظر بودنواژههای نزدیک در الفبابودجه دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودجه مبارزه انتخاباتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودجه ویژه تطمیعمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودجه ویژه رشوه دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودشناختیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر