فرهنگ آریانپور
بودگاه
#۳۷٬۶۲۰
site
جا، محل، مکان، زمین زیر ساختمان، مقر
abode
(past: abided, abode ; past participle: abided, abode) ـ ایستادگى کردن، پایدار ماندن، ماندن، ساکن شدن، منزل کردن، ایستادن، منتظر شدن، وفا کردن، تاب آوردن
locale
محل، منطقه
housing
تهیه جا، خانه ها (به طور کلى)، مسکن، خانه سازى
station
ایستگاه، جایگاه، مرکز، جا، درحال سکون، وقفه، سکون، پاتوق، ایستگاه اتوبوس و غیره، توقفگاه نظامیان و امثال آن، موقعیت اجتماعى، وضع، رتبه، مقام، مستقر کردن، درپست معینى گذاردن
locality
جا، محل خاص، محل، موضع، مکان
location
محل، مکان، موقعیت، تعیین محل، جا، اندرى
situation
موقعیت، وضعیت، جایگزینى، وضع، حالت، حال، جا، محل، موقع، شغل