فرهنگ آریانپور
بهانه اوردن
#۳۷٬۱۶۲
alibi
(حقوق) غیبت هنگام وقوع جرم، جاى دیگر، بهانه، عذر، بهانه آوردن، عذر خواستن
plead
(past: pleaded, pled ; past participle: pleaded, pled) ـ در دادگاه اقامه یا ادعا کردن، درخواست کردن، لابه کردن، عرضحال دادن
excuse
بهانه، دستاویز، عذر، معذور داشتن، معاف کردن، معذرت خواستن، تبرئه کردن