فرهنگ آریان‌پور

بهاره

#۳۷٬۱۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن

۲

vernal

بهارى، ربیعى، شبیه بهار، باطراوت چون بهار