فرهنگ آریان‌پور

به‌ کمک

#۳۶٬۲۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر