واژههای فارسی←به کاری گماشتنفرهنگ آریانپوربه کاری گماشتن#۳۶٬۱۸۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱taskتکلیف، وظیفه، کار، امر مهم، زیاد خسته کردن، به کارى گماشتن، تهمت زدن، تحمیل کردنواژههای نزدیک در الفبابه کاری - شروع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کاری - نا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کاری ادامه دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کاری از روی - اقدام -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کاری کردن - اقدام -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کاری کردن - مبادرت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر