واژههای فارسی←به کسی چسبیدنفرهنگ آریانپوربه کسی چسبیدن#۳۶٬۲۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱leechزالو، حجامت، اسباب خون گیرى، خفاش خون آشام، انگل، مزاحم، شفا دادن، پزشکى کردن، زالو انداختن، طبیبواژههای نزدیک در الفبابه کاری گماشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کاری مبادرت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کالری - مربوط -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کانون اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کاهش گذاشتن - رو -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر