واژههای فارسی←به کراتفرهنگ آریانپوربه کرات#۳۶٬۱۹۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱oftenبارها، خیلى اوقات، بسى، کرارا، بکرات، غالب اوقات۲passim(لاتین) اینجا و آن جا، همه جا۳repeatedlyمکرراًواژههای نزدیک در الفبابه کاری گماشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کاری مبادرت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کالری - مربوط -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کانون اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کاهش گذاشتن - رو -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر