واژههای فارسی←به کار رفتن به جای چیزیفرهنگ آریانپوربه کار رفتن به جای چیزی#۳۶٬۱۲۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱serveخدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدنواژههای نزدیک در الفبابه کار برندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کار برندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کار برنده پروژکتورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کار برنده سخنان زنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کار برنده ی دست راستمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه کار بریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر