فرهنگ آریان‌پور

به کار بری

#۳۶٬۱۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

utilizable

قابل مصرف، قابل استفاده، مصرف، به کار برى

۲

utilization

به کارگیرى، بهره بردارى، به کار گرفتگى، سودمندى، استفاده، مصرف، به کار برى

۳

manipulation

دستکارى، انجام با مهارت، دست کارى، به کار برى