فرهنگ آریان‌پور

به‌ کار خور

#۳۶٬۱۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

functional

وابسته به وظایف اعضاء، وظیفه اى، وابسته به شغل و پیشه، وظیفه دار، تابعى، وظیفه مندى، در حال کار

۲

practicable

عملى، قابل اجرا، صورت پذیر، عبور کردنى