فرهنگ آریان‌پور

به‌ کار انداختنی

#۳۶٬۰۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

workable

کارکن، عملى، قابل اعمال، کار کردنى

۲

functional

وابسته به وظایف اعضاء، وظیفه اى، وابسته به شغل و پیشه، وظیفه دار، تابعى، وظیفه مندى، در حال کار