فرهنگ آریان‌پور

اخیرا

#۳٬۵۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

new

بتازگى، اخیراً

۲

newly

تازه، جدید، نو، اخیراً، نوین، جدیدا new

۳

lately

دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم

۴

latterly

در این روزها اخیراً، بتازگى

۵

freshly

بتازگى، تازه، با نیروى تازه، از روى خامى، از نو

۶

recently

تازه، جدید، اخیر، متاخر، جدیدالتاسیس

۷

yesterday

دیروز، روز پیش، زمان گذشته