فرهنگ آریان‌پور

اخیر

#۳٬۵۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

last

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن

۲

late

دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم

۳

latter

آخر، آخرى، عقب تر، دومى، این یک، اخیر

۴

recent

تازه، جدید، اخیر، متاخر، جدیدالتاسیس