فرهنگ آریانپور
اخراج کردن (2)
#۳٬۳۵۳
oust
برکنار کردن، دور کردن، اخراج کردن
expel
بیرون انداختن، منفصل کردن، به زور خارج کردن
banish
تبعید کردن، اخراج بلد کردن، دور کردن dis
dismiss
روانه کردن، مرخص کردن، معاف کردن
exclude
محروم کردن، راه ندادن به، بیرون نگاه داشتن از، مانع شدن، مستثنى کردن
discharge
تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده