فرهنگ آریان‌پور

اخراج‌ کردن

#۳٬۳۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

can

(past: could ; past participle: could) ـ قادر بودن، قدرت داشتن، امکان داشتن (may)، حلبى، ظرف، قوطى، قوطى کنسرو، درقوطى ریختن، زندان کردن، اخراج کردن can پزشکی‌

۲

sack

کیسه، گونى، جوال، پیراهن گشاد و کوتاه، شراب سفید پر الکل و تلخ، یغما، غارتگرى، بیغما بردن، اخراج کردن یا شدن، در کیسه ریختن

۳

boot

پوتین یا چکمه، (مجازى) اخراج، چاره یا فایده، لگدزدن، با سر چکمه و پوتین زدن boot از کشور میزبان‌

۴

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن fire از خانه‌ و غیره‌

۵

evict

فیصله دادن، مسترد داشتن، بیرون کردن، خارج کردن، خلع ید کردن

۶

deport

تبعید کردن، حمل، اخراج از کار

۷

suspend

آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن موقتا از دانشگاه‌

۸

rusticate

ساکن ده شدن، با اخراج تنبیه کردن خودمانی‌