فرهنگ آریانپور
اخراج کردن
#۳٬۳۵۲
can
(past: could ; past participle: could) ـ قادر بودن، قدرت داشتن، امکان داشتن (may)، حلبى، ظرف، قوطى، قوطى کنسرو، درقوطى ریختن، زندان کردن، اخراج کردن can پزشکی
sack
کیسه، گونى، جوال، پیراهن گشاد و کوتاه، شراب سفید پر الکل و تلخ، یغما، غارتگرى، بیغما بردن، اخراج کردن یا شدن، در کیسه ریختن
boot
پوتین یا چکمه، (مجازى) اخراج، چاره یا فایده، لگدزدن، با سر چکمه و پوتین زدن boot از کشور میزبان
fire
آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن fire از خانه و غیره
evict
فیصله دادن، مسترد داشتن، بیرون کردن، خارج کردن، خلع ید کردن
deport
تبعید کردن، حمل، اخراج از کار
suspend
آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن موقتا از دانشگاه
rusticate
ساکن ده شدن، با اخراج تنبیه کردن خودمانی