فرهنگ آریان‌پور

به بعد

#۳۲٬۵۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن

۲

up

بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)

۳

onward

به سوى جلو، به پیش، به جلو

۴

upward

(upwards =) ـ بالایى، رو به بالا، رو به ترقى، به طرف بالا