فرهنگ آریان‌پور

به بستر رفتن

#۳۲٬۵۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bed

بستر، کف، رختخواب، (مجازى) طبقه، ته، باغچه، خوابیدن (در بستر)، تشکیل طبقه دادن

۲

retire

کناره گیرى کردن، استراحتگاه، استراحت کردن، بازنشسته کردن یا شدن، پس رفتن