واژههای فارسی←اب کردن یخ چیزیفرهنگ آریانپوراب کردن یخ چیزی#۳۲۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱unfreeze(past: unfroze ; past participle: unfrozen) ـ آب کردن، یخ را ذوب کردنواژههای نزدیک در الفبااب قلیاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب کافتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب کثیف - استخر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب کردن - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر