بنیان
#۳۲٬۰۳۳
root
(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه
basis
اساس، پایه، مبنا، ماخذ، زمینه، بنیان، بنیاد
radical
ریشه، قسمت اصلى، اصل، سیاست مدار افراطى، طرفدار اصلاحات اساسى، بنیان، بن رست، ریشگى، (ریاضى) علامت رادیکال
radicle
(گیاه شناسى) ریشه چه، ریشه کوچک، اصل ریشه، فرعى، نازک، (کالبد شکافى) سرریشه، مانند رگ، بنیان
valence
ظرفیت، ارزایى، واحد ظرفیت، ظرفیت شیمیایى، بنیان ترکیب اتمى، بنیان، قدر، توان، ارزش
foundation
شالوده، پایه، پى، پى ریزى، اساس، بنیاد، تاسیس، بنیان، بنگاه، موسسه خیریه
warp and woof
تار و پود، (مجازى) پایه و اساس، بنیان
crib
آخور، تخت خواب بچه، دله دزدى، دزدى ادبى، کش رفتن یا دزدیدن مجازی
pillar
ستون، پایه، جرز، رکن، ارکان، ستون ساختن pillar شیمی
underpinning
پى بندى کردن، پى سنگى درزیر دیوار قرار دادن، پشتیبانى یا تایید کردن