بنگاه
#۳۱٬۹۵۶
service
زاورى، خدمت، استخدام، نوکرى، کار، وظیفه، عبادت، تشریفات، کمک، بنگاه، سرویس، یکدست ظروف، اثاثه، لوازم، نظام وظیفه، (گیاه شناسى) سنجد، درخت سنجد، وابسته به خدمت، سرویس کردن، ماشینى را تعمیر و روغن کارى کردن، یارى، روبراه ساختن، تعمیر کردن
business
تجارت، کار و کسب، سوداگرى، حرفه، دادوستد، کاسبى، بنگاه، موضوع
institute
انجمن علمى، بنگاه فرهنگى، بنیاد گذاشتن، بنیاد نهادن، برقرار کردن، تاسیس کردن، موسسه، بنداد، بنگاه، بنیاد، انجمن، هیئت شورا، فرمان، اصل قانونى، مقررات
foundation
شالوده، پایه، پى، پى ریزى، اساس، بنیاد، تاسیس، بنیان، بنگاه، موسسه خیریه
corporation
شرکت، گروهى از مردم (شرکت یا بنگاه) که داراى شخصیت حقوقى باشند، بنگاه
institution
تاسیس قضایى، اصل حقوقى، بنگاه، موسسه، رسم معمول، عرف، نهاد
establishment
تاسیس، استقرار، تشکیل، بنا، برقرارى، بنگاه، موسسه، دسته کارکنان، برپایى
agency
نمایندگى، وکالت، گماشتگى، ماموریت، وساطت، پیشکارى، دفتر نمایندگى
parlor
(parlour =) ـ اتاق نشیمن، اتاق پذیرایى
parlour
(parlor =) ـ اتاق نشیمن، اتاق پذیرایى