واژههای فارسی←بنگارکردنفرهنگ آریانپوربنگارکردن#۳۱٬۹۵۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱illustrateتوضیح دادن، بامثال روشن ساختن، شرح دادن، نشان دادن، مصور کردن، آراستن، مزین شدنواژههای نزدیک در الفبابنکشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنگ دانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنگ!مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنگابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنگارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر