واژههای فارسی←بن چرخفرهنگ آریانپوربن چرخ#۳۱٬۴۴۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱swivelگردنده، حلقه گردان، قسمت گردنده میخ یا پیچ سرپهن، روى محور گردیده، چرخاندنواژههای نزدیک در الفبابن بستمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبن بنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبن پارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبن پاره ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبن پیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبن جانسونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر