فرهنگ آریانپور
بن بست
#۳۱٬۴۳۵
stalemate
بن بست، (در شطرنج) پات، پات کردن یا شدن
impasse
کوچه بن بست، (مجازى) حالتى که از آن رهایى نباشد، وضع بغرنج و دشوار، گیر، تنگنا logjam
deadlock
حالت عدم فعالیتى که در اثر وجود دو نیروى متعادل ایجاد گردد، وقفه، بى تکلیفى، دچار وقفه یا بى تکلیفى شدن، بن بست
dead end
انتهاى بسته لوله آب یا مجرا، بن بست
close
به دقت
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش
court
بارگاه، حیاط، دربار، دادگاه، اظهار عشق، خواستگارى court culdesac deadend