فرهنگ آریان‌پور

بن بست

#۳۱٬۴۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

stalemate

بن بست، (در شطرنج) پات، پات کردن یا شدن

۲

impasse

کوچه بن بست، (مجازى) حالتى که از آن رهایى نباشد، وضع بغرنج و دشوار، گیر، تنگنا logjam

۳

deadlock

حالت عدم فعالیتى که در اثر وجود دو نیروى متعادل ایجاد گردد، وقفه، بى تکلیفى، دچار وقفه یا بى تکلیفى شدن، بن بست

۴

dead end

انتهاى بسته لوله آب یا مجرا، بن بست

۵

close

به دقت

۶

blind

کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش

۷

court

بارگاه، حیاط، دربار، دادگاه، اظهار عشق، خواستگارى court culdesac deadend