فرهنگ آریانپور
بن
#۳۱٬۴۳۲
stem
ستاک، ساقه، تنه، میله، گردنه، دنباله، دسته، ریشه، اصل، دودمان، ریشه لغت قطع کردن، ساقه دار کردن، بند آوردن
anus
مقعد، بن، نشین، سوراخ کون
root
(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه
stump
کنده درخت، ریشه (دندان)، ته سیگار، بیخ و بن، صداى افتادن چیز سنگین، سقوط با صداى سنگین، خپله، کوتاه قد، خسته و کوفته، از پا درآمده، بریدن، قطع کردن، سنگین افتادن، گیج کردن، دست پاچه شدن
radicle
(گیاه شناسى) ریشه چه، ریشه کوچک، اصل ریشه، فرعى، نازک، (کالبد شکافى) سرریشه، مانند رگ، بنیان شهر Bonn زبان شناسی