واژههای فارسی←بقرار هر سالفرهنگ آریانپوربقرار هر سال#۳۰٬۷۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱per annumبقرار هر سال، هر سالى، سالیانهواژههای نزدیک در الفبابقالیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبقای اصلحمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبقای نفسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبقایامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبقایای جسد انسان پس از مرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبقبول - حاضر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر